به گزارش شهرآرانیوز؛ سینماهای این استان در هفته گذشته (بازه ۱۶ تا ۲۲ خرداد ۱۴۰۵)، در مجموع ۱۵ هزار و ۱۵۷ مخاطب را جذب کردند و به فروشی معادل ۱۷ میلیارد و ۶۵۹ میلیون ریال رسیدند. این آمار در حالی ثبت شده که ۱۲۶۰ سانس در سالنهای سینمایی استان به نمایش درآمده و از نظر عرضه، محدودیتی وجود نداشته است.
این در حالی است که در هفته پیش از آن (۹ تا ۱۵ خرداد)، سینماهای استان ۱۴ هزار و ۱۴۶ مخاطب و ۱۷ میلیارد و ۲۵۴ میلیون ریال فروش را تجربه کرده بودند. مقایسه این دو بازه نشان میدهد که بازار سینما در خراسان رضوی، با وجود رشد حدود ۷ درصدی مخاطب و افزایش نزدیک به ۲ درصدی فروش، همچنان در سطحی کمرمق حرکت میکند؛ رشدی که بیش از آنکه نشانه رونق باشد، بیانگر نوسان محدود در یک بازار کمتحرک است. در عین حال، افزایش تعداد سانسها از ۱۰۹۵ به ۱۲۶۰ سانس (رشد حدود ۱۵ درصدی) نیز نشان میدهد که افزایش عرضه، الزاماً به رشد متناسب تقاضا منجر نشده است.
سهم خراسان رضوی از گیشه کل کشور در هفته گذشته، حدود ۱۰ درصد برآورد میشود؛ نسبتی که نشان میدهد رفتار مخاطب در این استان، تا حد زیادی همسو با روند ملی است: تمرکز روی چند فیلم محدود و بیتوجهی به سایر آثار. با این حال، مقایسه نسبت سانس به مخاطب نیز نشان میدهد که بهرهوری سالنها در استان، پایینتر از میانگین کشوری است.
در صدر جدول فروش استان، «تهران کنارت» به کارگردانی علی بهراد قرار دارد؛ فیلمی که با جذب ۶۷۰۷ مخاطب و فروش بیش از ۸ میلیارد ریال، نزدیک به نیمی از گیشه استان را در اختیار گرفته است.
این تمرکز، حتی در مقیاس استانی نیز قابل توجه است؛ بهطوری که فاصله این فیلم با رتبه دوم، بهروشنی نشاندهنده برتری آن در سبد انتخاب مخاطبان است. این فیلم با فضایی شاعرانه و احساسی، تصویری متفاوت از روابط انسانی، تنهایی در کلانشهر تهران و چالشهای زندگی در پایتخت امروزی ایران ارائه میکند و مخاطب را به تأمل درباره ارتباطات، سرنوشت و معنای همدلی در زندگی شهری دعوت میکند.
برخلاف فاصله زیاد صدر جدول، رقابت در ردههای بعدی فشردهتر است. «آنتیک» و «تاکسیدرمی» بهترتیب با فروش حدود ۳.۹ و ۳.۱ میلیارد ریال، رقابتی نزدیک را تجربه کردهاند و هر دو توانستهاند بخشی از مخاطبان را به خود جذب کنند. داستان این فیلم در اوایل انقلاب میگذرد؛ جایی که کاسبی «اِبی و وَلی» با بازی پژمان جمشیدی و بیژن بنفشهخواه، که پیش از انقلاب آنتیکباز بودند، کساد شده است. در این میان، زمانی که گذرشان به یک امامزاده میافتد، مسیر زندگیشان تغییر میکند.
«سفر به لیمونیا» نیز با فروش نزدیک به ۲ میلیارد ریال، در جایگاه چهارم قرار گرفته و نشان میدهد آثار خانوادگی و متفاوتتر همچنان سهمی هرچند محدود در گیشه دارند. این فیلم که برای مخاطب کودک و نوجوان ساخته شده، داستانی فانتزی و پررمز و راز را روایت میکند؛ جایی که با باز شدن یک چمدان، همهچیز دستخوش تغییر میشود.
از رتبه پنجم به بعد، گیشه استان وارد محدودهای کمتحرک میشود. «نیمشب» با فروش کمتر از ۴۰۰ میلیون ریال در جایگاه پنجم ایستاده و سه فیلم دیگر عملاً حضوری کمرنگ در بازار داشتهاند؛ بهطوری که مجموع فروش آنها به سختی از ۱۰۰ میلیون ریال عبور میکند.
به نظر میرسد این شکاف، بیانگر یک واقعیت مهم است: بخش عمدهای از فیلمهای روی پرده، عملاً از دایره انتخاب مخاطب خارج شدهاند.
«نیمشب» بر یک شب بحرانی تمرکز دارد؛ شبی که یک موشک در خیابان بیستویکم یوسفآباد عمل نمیکند و همین اتفاق به گره اصلی روایت تبدیل میشود. «خط نجات» نیز در ژانر سیاسی-عاشقانه، به موضوع فساد در دوران پهلوی دوم میپردازد. همچنین داستان فیلم «قمارباز» درباره هک بانکها در طول جنگ ۱۲ روزه و روایتی از تلاش برای یافتن مقصر اصلی این ماجرا است. «بهشت تبهکاران» نیز روایتی تاریخی از زندگی یک کارمند شرکت نفت ایران و انگلیس را به تصویر میکشد.
تحلیل نسبت تعداد مخاطب به سانس نیز نشان میدهد که بسیاری از سانسها با ظرفیت پایین برگزار شدهاند؛ نشانهای از کاهش تقاضای واقعی در بازار سینما. این روند حتی با افزایش سانسها در هفته اخیر نیز تغییر محسوسی نکرده و نشان میدهد رشد عرضه، بدون تحریک تقاضا، اثرگذاری محدودی دارد.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد مخاطب نهتنها کمتر به سینما میرود، بلکه در انتخاب خود نیز محافظهکارتر عمل میکند و ترجیح میدهد تنها به سراغ فیلمهای شناختهشدهتر برود.
در مجموع، گیشه سینماهای خراسان رضوی در این هفته، بازتابی کوچک از وضعیت کلی سینمای ایران است: بازاری با مخاطب محدود، فروش متمرکز و رقابتی کمجان؛ بازاری که حتی در مقایسه هفتگی نیز نشانهای از جهش معنادار در آن دیده نمیشود.
ادامه این روند، بیش از هر چیز به تنوع در سبد اکران و ورود آثار تازه وابسته است؛ چرا که در غیاب انتخابهای جدید، افزایش سانس یا تغییرات جزئی نیز نمیتواند موتور تقاضا را روشن کند.
سینمای استان، حالا بیش از هر زمان دیگری، در انتظار یک «محرک» است؛ فیلمی که بتواند این تعادل شکننده را بر هم بزند و دوباره جریان مخاطب را به سالنها برگرداند.